درباره بنیاد ایرج زند

پس از «درگذشت» ایرج، تصمیم گرفتیم بنیادی به نام او تأسیس کنیم تا یاد و خاطره‌اش را گرامی بداریم. این بنیاد قرار بود نه‌تنها محلی برای حفظ و نگهداری میراث هنری او باشد، بلکه روحیهٔ جوان‌گرایانه و نوخواه او را به نسل‌های بعد منتقل کند. در جریان جست‌وجو برای یافتن ساختمانی مناسب برای این بنیاد، با ساختمان شمارهٔ ۲ آشنا شدیم. آشنایی فضای پیرامون برای ما معنایی ویژه داشت؛ از خانهٔ کودکی من در خانهٔ کلبادیِ ساری گرفته تا ایرج و آتلیه‌اش در خیابان شانزدهم آذر و آتلیهٔ درکه و دیگر مکان‌ها.

با این‌همه، ظاهر خودِ ساختمان بازتابی از وضعیت درونی آن بود. گویی پیکری خسته و فرسوده است که بیش از هفتاد سال از عمرش گذشته. آفتاب، گرما، سرما، باد، باران و توفان‌های زمان، نمای آن را ساییده و فرسوده کرده و نشانه‌های آشکار خستگی را بر آن نشانده بودند. شانه‌های شرقی و غربی‌اش نیز با سنگینی تمام بر دو پیکر خستهٔ دیگر تکیه داشتند.

در نهایت، همراه با پسرم مانی زند، تصمیم گرفتیم رویکردی زیرساختی و بنیادین نسبت به این سازهٔ فرسوده اتخاذ کنیم و به نقش صرفِ مستأجر بسنده نکنیم. در کنار مانی و با همراهی «ایرج» که مجسمهٔ «زن و پرنده» را به‌منزلهٔ نقشهٔ راه ما پیشِ رو گذاشت، کار را آغاز کردیم. مجسمهٔ زن و پرنده، که به کانون حیاط و الهام‌بخش طراحی ما بدل شد، با استفاده از ورق‌های آهنی در مقیاسی متناسب با ابعاد حیاط ساخته شد. او را بر سکویی نشاندیم تا با آرامش، بیننده را به تماشا و کشف این مکان تازه دعوت کند.

حیاط به مرکز زندگی ما بدل شد و جان تازه‌ای به ساختمان بخشید. گونه‌ها و گیاهانی کاشته و نگهداری شدند که تغییر فصل‌ها را در طول سال بازتاب دهند. حیاط، به‌عنوان قلب تپندهٔ بنا، به هر چهار فصل و روحی نو نیاز داشت. هدف ما دستیابی به گذار و پیوندی سیال و هماهنگ بود؛ از همین‌رو، حوض پوشانده شد و دو آب‌نمای کوچک شکل گرفت. آب‌نمای نخست در امتداد جایگاه مجسمه قرار گرفت و آب‌نمای دوم در نقطه‌ای دیگر، با حضوری از آتش در قلب چهارگوش خود، نمادی از گرما و هیجان شد تا در زمستان، مخاطب را به تجربهٔ بُعدی دیگر از فضا و مکان فرابخواند.

آنچه بیش از هر چیز اهمیت داشت، روح فضا و حضور پیوستهٔ آن در سراسر بنا بود. از این‌رو، ایدهٔ اصلی طراحی بر پایهٔ تداوم روح فضا در چهار فصل شکل گرفت. در انتهای حیاط، گلخانه‌ای طراحی و اجرا شد تا در پاییز، یادآور سرسبزی بهار و گرمای تابستان باشد.

در ادامه، بازنگری جامع سامانه‌های مکانیکی، الکتریکی، لوله‌کشی و دفع آب انجام شد و بر اساس آن، نقشه‌های اجرایی برای بازسازی و بهینه‌سازی زیرساخت‌ها تهیه گردید. اولویت با تعویض کامل تأسیسات آب، برق، گرمایش و سرمایش ساختمان بود. همچنین، به‌منظور تقویت پایداری سازه در بخش شرقی که در اثر تخریب طولانی‌مدت حمام مجاور آسیب دیده بود، اقدامات اساسی صورت گرفت و دیوارهای جنوبی و غربی نیز بازسازی شدند. امکانات بنا ارتقا یافت و سامانه‌های سرمایش، تهویه و نورپردازی متناسب با نیازها و کاربری‌های امروز اجرا شد؛ از جمله سیستم‌های پروجکشن، حسگرهای حرکتی، دوربین‌ها، و سامانه‌های اعلام حریق. ضربان قلب ساختمان، اندک‌اندک شنیده شد و روح بار دیگر به فضا بازگشت.

سایه بریمانی – معمار